خاطرات یک طنزنویس از روز کتاب‌گردی

خبرگزاری دانشجویان ایران - طنز روز

فرزین پورمحبی

من که وسعم به جهانگردی نمی رسد تا پزش را به این و آن بدهم. به همین خاطر تصمیم گرفتم با خرید یک بلیت رفت و برگشت مترو به مقصد خیابان انقلاب در مناسک کتابگردی شرکت کرده تا بلکه با گرفتن یک ژست روشنفکری ارزان قیمت، بتوانم سری از سرها سوا کنم.

اما آنجا آنقدر شلوغ بود که حتی نتوانستم وارد پیاده رو شوم چه برسد به این که بروم داخل یک کتاب‌فروشی و کتاب هایش را بگردم و سیر و سیاحتی در آنها بنمایم. دلیلش هم حضور چهره های مشهور و معروف در روز کتابگردی بود. مردم دور و برشان جمع شده بودند و آنها هم رابه‌راه امضا می دادند و با طرفدارنشان سلفی می گرفتند. البته برای آنکه در این وسط سر کتاب هم بی کلاه نماند، از قفسه کتابها به‌عنوان تصویر پشت زمینه استفاده می کردند. عنوان عکس ها هم در فیس بوک و تلگرامشان می شد : «من و این آقاهه یکهویی روز کتابگردی با رفیقم؛ جلویی»

البته بی انصافی است که بگوییم کتابی خریده نمی شد. چون در دست مردم کیسه هایی بود پر از کتاب های آشپزی، تاثیرات یوگا در پرورش گل، خاطرات بهروز و ناصر و فردین و شورانگیز، کتاب هایی رنگارنگ، کتاب های زرد مثل، چگونه در عرض 20 دقیقه صاحب دو ویلا شویم و در عرض دو ساعت آشپزخانه هایشان را تزئین کنیم، خنگ شوییف آنچه که مردان و زنان بهتر است از همدیگر ندانند، کتاب های قرمز و سبز و قهوه ای با جلد گالینگور، برای ست کردن با پرده و مبل پذیرایی و کتاب های سفید برای جلوگیری از لقی مایکرویو!

بگذریم؛ همانطور که من از خیر کتابگردی در آن روز گذشتم و برگشتم خانه و دلگویه های زیر را نوشتم:

کتاب بهترین دوست ماست اما ما با کتاب قهریم. کتاب غذای روح ماست اما ما با غذاهای فست فودی بیشتر حال می کنیم؛ مخصوصا در نمایشگاه های کتاب، هات داگ خیلی می چسبد! اخبار مربوط به افتتاح شعبه KFC برایمان مهم تر است تا بسته شدن یک کتابفروشی در میدان فردوسی. کتاب عامل بیداری ملت هاست اما ما از آن برای خواب کردن و خوابیدنمان استفاده می کنیم. آمار سرانه خواندن کتاب در کشور ما از خاراندن سرمان هم کمتر است. برعکس هر چیز دیگری، مصرف کتاب در کشور ما از تولید آن دردسرش بیشتر است، تیراژ کتاب بیشتر از سن خانمها لایق مخفی شدن است، به بچه هایمان می گوییم علم از ثروت بهتر است اما در برابر ثروتمندان تا کمر خم می شویم ...

خلاصه حکایت ما با کتابی که اینقدر برایمان مفید است خیلی عجیب و غریب است؛ به هر حال همینی هست که هست. باید شرائط حساس کنونی را یک‌جورهایی مهندسی فرهنگی کرد. برای آنکه بیشتر از اینها در کشور فرهنگ پرورمان آبرو ریزی نشود، آستین ها را بالا زد و در ادامه طرح هایی همچون طرح تعویض کتاب، طرح هبه کردن کتاب، برگزاری نمایشگاه ها و جشنواره های کتابخوانی و... این‌بار، طرح غبارروبی از کتابها را به اجرا گذاشت. حداقل فایده اش این است که خاک روی آنها باعث بروز ناراحتی های تنفسی نخواهد شد. یادمان باشد که: عقل سالم در بدن سالم است!

انتهای پیام

تبلیغات

داغ ترین اخبار

تبلیغات

جدیدترین اخبار